وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

بازیگر نقش پرستار فیلم"سفر به چزابه"؛

پرستاران در اعماق وجودشان نسبت به همنوعان، خود را موظف می دانند

عاطفه رضوی، بازیگر سینما و تلویزیون که در فیلم"سفر به چزابه" در نقش پرستار، نقش آفرینی کرده بود، در همایش بزرگداشت روز پرستار از سوی وزیر بهداشت مورد تجلیل قرار گرفت.

عاطفه رضوی بانوی هنرمند کشورمان، گفتگوی مفصلی با خبرنگار وبدا داشت که در پی می آید:

عرض سلام و ادب. انگیزه شما از بازی در نقش پرستار در فیلم سفر به چزابه چه بود؟

* یکی از وظایف هنر نمایش، تبدیل تجربیات فردی به خاطره و تجربه بشری به شکلی ماندگار است و انگیزه هر بازیگری نیز جان بخشیدن به این لحظات است تا در این ماندگاری سهیم باشد. انگیزه من هم برای بازی در این نقش همین بود.

آیا تفاوتی با سایر نقش هایی که بازی کرده اید، داشت؟ نظر تان درباره زحمات و تلاش های پرستاران چیست؟

* بله قطعا نقش ها برای من یا ما وقتی ایجاد انگیزه می کنند که متفاوت باشند. از نگاه من نقش مریم قندی در سفر به چزابه موقعیتی متفاوت و خاص داشت موقعیتی که هر روز برای یک فرد اتفاق نمی افتند، شخصیتی که کاملا شبیه ما بود. فردی برگزیده و مطهر نبود که باورش نکنیم. باور پذیر بود چون خسته می شد، گریه می کرد، خوشحال می شد، مقاومت می کرد، ناسزا می گفت، اشتباه می کرد ولی با این همه چون انسان بود برای رسیدن به موقعیتی بهتر، با شرایط کنار می آمد. امید داشت و فکر می کنم امید داشتن عین ایمان است.

اگر منتظرید بگویم بله چون یک پرستار بود برای من تفاوت داشت، صادقانه می گویم که اینطور نبود، از نگاه من یک شغل یا گویش، افراد  را چه در خوبی ها و چه در بدی هایشان را متمایز نمی کند. هر فردی بنا به شرایط تربیتی، اعتقادات و انگیزه های خود در موقعیت های پیش آمده دست به عملی شایسته یا ناشایست می زند که در هر صورت می تواند عبرت باشد. اینکه ما شرایط را تغییر می دهیم یا شرایط ما را تغییر می دهد، بنظرم عملکردی است و ربطی به یک صنف و شغل یا شهر و کشور ندارد. به همین دلیل به شدت متعجب می شوم از اینکه گاهی بخاطر یک فیلم یا سریال و یا یک نمایش، هموطنانم چه در یک صنف یا یک شهر به صورت جمعی آرزده خاطر می شوند و بلافاصله فکر می کنند به ایشان توهین شده است. تعجب می کنم چگونه و چطور است که ما فکر می کنیم دسته جمعی برگزیده و عاری از اشتباهیم و یا منظور این است که دسته جمعی پر از خطا و اشتباهیم و آقای وزیر بهداشت در مراسم بزرگداشت روز پرستار چقدر شایسته گفتند که" تکریم از خود ما شروع می شود" بنظرم این سخنان نشان از هوش و باورهای شخصی ایشان است.

مسوولیت پرستار و عشق و علاقه او به کار را با توجه به اینکه در نقش آن قرار گرفته اید اندکی توضیح دهید.

* ما هر کدام به دلیلی به بیمارستان رفته ایم، هر کدام در شرایطی ولو یک هفته، از بیماری، پرستاری کرده ایم و همیشه وقت پرستاری، دلخوش بوده ایم این مسوولیت سنگین روزی تمام می شود و ما به کارهای عادی خود بر می گردیم. پرخاشها و تندیهای عزیزمان را به امید روزی که با خنده هایش شریک می شویم، روی و حال خوبشان را می بینیم، تاب می آوریم. اما در حرفه پرستاری، یک پرستار همیشه با حال بد بیمار و روحیه نامساعد همراهان و یا گاهی با توقعات عجیب مراجعه کنندگان مواجه است. او به خاطر دلبستگی و همخونی عزیزش نیست که تاب می آورد. می داند که به محض بهبودی یک بیمار با خنده های او به صورت حضوری شریک نمی شود چیزی فراتر از اینها باعث صبوری و فداکاری اوست. انگیزه او کمک به همنوع است نه فقط هم خون. وظیفه غریبی که او برگزیده، برخاسته از روحش است. کاری سخت و وظیفه ای خطیر که شخص من، توانایی انجامش را به عنوان شغل ندارم.

بپذیریم انسانیم، خسته می شویم، مسائل و مصائب زندگی خودش را به ما تحمیل می کند و ما در مقابل وظیفه ای که خود انتخابش کرده ایم، از پا در می آییم. اما بیشتر از هر کسی، این پرستار است که می تواند در مقابل سختی هایی که بر یک بیمار می رود، موثر و پناه باشد. واقعا خوشا بحال کسانی که چنین روحیه ای دارند.

در صورتی که خاطره ای از ایفای آن نقش و یا رویارویی با پرستاران دارید، بیان فرمایید.

* خاطرات جالبی از آن کار دارم. معمولا برای نزدیک شدن به یک شخصیت، شناسنامه ای برایش در نظر می گیریم که چند ساله است، کجا و در چه شرایطی بزرگ شده و در مواجهه با هر موقعیتی حتی فرضی که در فیلمنامه هم وجود ندارد، او را بررسی می کنیم چون اول باید خودمان باورش کنیم تا برای مخاطب هم باورپذیر باشد. یکی از روزهای فیلمبرداری که وضعیت جسمی خوبی نداشتم بخاطر حمل برانکارد و سانحه ای که روز قبلش برایم پیش آمده بود، کمر درد داشتم و با آمپولهای مسکن سرپا بودم. یادم است که در گوشه ای نشستم و با خودم فکر می کردم که چرا مریم قندی این جوان را رها نمی کند و خود را نجات نمی دهد، اگر من بودم چه می کردم؟ بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که" تنها نشدن" آن انگیزه ای است که مریم قندی را وا میدارد تا آن جوان را رها نکند. بعد فکر کردم چرا پرستاران در شهر و بیمارستان با پافشاری از بیمار مراقبت می کنند؟ به این نتیجه رسیدم که آنها هم در اعماق وجودشان نسبت به تنهایی نوع بشر، خود را موظف می دانند. برای بهبودی، ماندن و زندگی یک انسان، بخشی از روح و روان خود را همراه او می کنند و از اینجا به بعد، بیمار بخشی از آنها است که تنهایشان نمی گذارد.

تجلیل شدن از سوی وزیر بهداشت آیا متفاوت بود؟ عملکرد دکتر هاشمی و وزارت بهداشت را چگونه ارزیابی می کنید؟

* صادقانه اینکه آن تجلیل را من برای عاطفه رضوی ندیدم و نمی بینیم جایی هم نگفتم که از من تجلیل شد اما از اینکه در آن جمع بودم و هدیه ای از ایشان گرفتم هم خوشحالم و هم سپاسگزار.

ارزیابی عملکرد وزیر بهداشت هم اساسا کار من نیست، با این همه از آنجا که علاقه مند به امور پزشکی هستم، از چندین سال قبل در جریان عملکرد دکتر هاشمی بودم می دانستم دغدغه مردمی دارند. راهکارهای جالبشان و راه اندازی کاروانهای چشم پزشکی برای نقاط محروم که قبل از وزارتشان انجام دادند، تحسین بر انگیز بود. حرفهایشان در آن مراسمی که من حضور داشتم هم صمیمانه بود و هم قاطع. برخورد قاطعشان در مورد کوتاهی برخی از افراد در حیطه خدمات درمانی هم تحسین برانگیز بود./206

 

 

نسخه چاپي ارسال به دوست

شنبه ١ اسفند ١٣٩٤ - ١١:٤٩ / شماره خبر: ١٤٠٥١١ / تعداد نمايش: 4524

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج