وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی

مرحله سوم طرح تحول سلامت؛ متن و حاشيه

 

 15 آبان ماه زمان نظارت بر اجراي تعرفه‌هاي جديد و برخورد با تخلفات تعرفه‌اي در مورد بيماران بستري بود. اين موضوع 45 روز بعد از ابلاغ كتاب جديد ارزش نسبي خدمات و آماده شدن مقدمات اجرايي آن اعلام شد.
براساس مصوبه هيأت وزيران نظارت بر تعرفه‌ها به عهده ستادي متشكل از رئيس شوراي هماهنگي نظام پزشكي، رئيس دانشگاه و دادستان انتظامي نظام پزشكي در هر استان است. نكته مهم در اين مصوبه اعتماد دولت به جامعه پزشكي براي نظارت بر اجراي صحيح تعرفه است. در جريان اعلام اين قسمت از طرح همانطور كه انتظار مي‌رفت حواشي متعددي اتفاق افتاد. از يك طرف برخي از پزشكان به جريان‌سازي‌هاي رسانه‌اي و برجسته نشان دادن اعضاي متخلف اين گروه معترض بودند و دريافت‌هاي خارج از تعرفه را به دليل نامتناسب بودن و غيرواقعي بودن تعرفه‌ها در طول سال‌هاي طولاني طبيعي مي‌دانستند. از طرف ديگر عده‌اي با اعتراض شديد به افزايش تعرفه خدمات پزشكي اين اقدامات را در مسير افزايش درآمد پزشكان و فاقد اثرگذاري در ارتقاي نظام سلامت مي‌پنداشتند. گروه اول با مقايسه خود با بعضي اقشار ديگر جامعه معتقد بودند گروه پزشكي نبايد با ذكر تخلفات و برخورد با هم صنفان خود شأن خود را در جامعه كاهش دهد چنانچه هيچ صنف ديگري هم چنين كاري نمي‌كند. گروه دوم اصرار داشتند گروه پزشكي عده‌اي زياده‌خواه هستند و عليرغم درآمدهاي چند ده ميليون توماني ناراضي هستند. گروه اول وزارت بهداشت را به بي‌حرمتي به پزشكان متهم نمودند و گروه دوم وزرات بهداشت را پزشك سالار و داراي سوگيري شديد درجهت منافع پزشكان قلمداد نمودند. از همين مقدمه كوتاه روشن مي‌شود چه مقدار اختلاف نظر در اين موضوع مهم بين گروه پزشكي و بخشي از جامعه وجود دارد و چقدر تفاوت برداشت از يك موضوع وجود دارد. من در اين نوشتار قصد نقد يا پاسخ گويي به اظهارات گوناگون را ندارم و فقط ديدگاه خود را به عنوان يك پزشك كه هم مسئوليت اجرايي در بخش دولتي دارد و هم مختصري فعاليت در بخش خصوصي داشته است بيان مي‌كنم
.
گروه پزشكي به دليل ماهيت اين حرفه كه متعهد به ارائه خدمات سلامت به مردم است، اصالتاً قابل مقايسه با ساير مشاغل كه با هدف كسب سود شكل مي‌گيرند نيست. به عبارت ديگر پزشكان وارد اين حرفه مي‌شوند تا با استفاده از دانش اندوخته خود به يكي از مهم‌ترين نيازهاي مردم كه حفظ و ارتقاي سلامت و بازگرداندن آن در بيماري است پاسخ دهند. به همين دليل پزشكي مانند روحانيت و قضاوت با سوگندي آغاز مي شود كه ناظر به همين موضوع است و درآن بر اولويت منافع بيمار بر هر چيز ديگري تأكيد مي‌گردد. بنابراين وظيفه ما به عنوان پزشك در قبال جامعه روشن است. البته پزشكان به موازات اين وظيفه سنگين از امتيازاتي مانند اعتماد مردم و محرميت نسبت به اسرار ايشان و اجازه انجام اقداماتي كه هيچ كس مجاز به آن نيست برخوردارند. آنچه باعث مقدس خواندن اين رشته نزد مردم است همين تعهد حرفه‌اي نسبت به ايشان است و همين موضوع هم باعث محبوبيت قابل توجه پزشكان بين مردم و تمايل زايدالوصف ايشان براي تحصيل فرزندانشان در اين رشته است. ظاهرا نظرسنجي‌ها هم مؤيد اين موضوع است و پزشكان از نظر محبوبيت بين مردم عموما در سه رده نخست قرار دارند
.
اما طرف ديگر موضوع وظيفه جامعه نسبت به اين قشر فرهيخته و ارزشمند است. براي مردم روشن است كه تحصيل در رشته پزشكي از ابتداي ورود به آن تا پايان مراحل تخصصي و بعضا فوق تخصصي كاري سخت و طولاني است و دانشجوي اين رشته تمام دوران جواني خود را بدون درآمد براي رسيدن به نقطه مطلوب سپري مي‌كند و عموما پس از سن سي سالگي كار خود را آغاز مي‌نمايد. علاوه بر اين تنها گروه تحصيلات عالي در كشور كه متعهد به خدمت دولتي براي زمان معين هستند اين گروه است. اين يعني الزام به گذراندن دوران 2 تا 8 سال تعهدات قانوني در هر محلي كه وزرات بهداشت تعيين كند بسته به ميزان تحصيلات و محل خدمت با دريافتي دولتي. حال بايد ديد جامعه در قبال انتظاري كه به حق نسبت به گروه پزشكي دارد، چگونه خدمات ايشان را جبران مي‌كند تا از سطح زندگي معقول و متناسب با شأن خود برخوردار باشند و بدون نگراني معيشت با تمام توان به انجام هرچه بهتر حرفه خود بپردازند. در واقع اصل بحث تعرفه براين مبنا شكل مي‌گيرد كه مابه إزاي مادي خدمات گوناگون پزشكي را چگونه بايد در نظر گرفت. اين سؤال مهم‌ترين قسمت بحث تعرفه خدمات پزشكي است و بيشتر اظهار نظرها هم در همين مقوله متمركز مي‌شود. به نظر شما جان بيماري كه به دنبال يك تصادف دچار آسيب قفسه سينه شده و با يك اقدام نسبتا كوچك پزشكي مثل گذاشتن لوله سينه زنده مي‌ماند چقدر ارزش دارد؟ آيا براي حفظ جان يك فرد مي‌توان قيمتي تعيين كرد؟ بسياري از اقدامات پزشكي در اين گروه قرار مي‌گيرند حتي برخي اقدامات درماني به ظاهر كوچك. موارد متعدد ديگري هم هستند كه به حفظ يك عضو مانند اندام مربوط مي‌شوند. براي حفظ دست يك فرد به دنبال حادثه شغلي چقدر ارزش مادي مي‌توان در نظر گرفت؟ روشن است كه تعيين ارزش مادي براي اين اقدامات ممكن نيست زيرا براي هر يك از ما حفظ سلامتي مهم‌ترين اولويت است و حاضر هستيم تمام دارايي خود را براي آن بپردازيم
.
از اينجاست كه به دليل اهميت موضوع و ناكارآمدي مدل عرضه و تقاضا چنانچه در مشاغل ديگر مورد استفاده است، دولت در هر كشور بر اساس مجموعه عواملي نظير ميزان سختي و ريسك كار، دانش و تجربه مورد نياز و البته منابع مالي حوزه سلامت تعرفه خدمات سلامت را تعيين مي‌كند و البته در اغلب كشورها بخش حرفه‌اي اين تعرفه كه مربوط به حق‌الزحمه پزشكان است در بخش دولتي و خصوصي يكسان است. اتفاقي كه اكنون در مرحله سوم طرح تحول سلامت رخ داده يك گام مهم در جهت اصلاح تعرفه‌هايي است كه در طول دو دهه بدون توجه به ميزان تورم و افزايش هزينه‌ها در سطح پايين نگهداشته شده بود. اين پايين نگهداشتن مصنوعي تعرفه خدمات پزشكي همراه با تفاوت قابل توجه تعرفه بخش دولتي و خصوصي از يك طرف منجر به كاهش اقبال پزشكان به كار دربخش دولتي و از طرف ديگر باعث رواج دريافت‌هاي خارج تعرفه‌اي در بخش خصوصي شد و كار به آنجا رسيد كه همه ذي‌نفعان شامل مردم، پزشكان و دولت ناراضي شدند. اگر جامعه مي‌خواهد جوانان با استعداد كشور در رشته‌هايي مانند پزشكي كه بدون شك مورد نياز تمام مردم است، وارد شده و با كسب دانش و مهارت‌هاي لازم در خدمت ايشان باشند و در عين حال ميل به مهاجرت در اولين فرصت را نداشته باشند، بايد بتواند سطح مناسبي از زندگي را براي ايشان تأمين كند. بي‌توجهي به اين اصل ساده و مهم نتيجه‌اي جز آنچه در دو دهه اخير رخ داد به دنبال نخواهد داشت
.
واقعيت موجود اين است كه در حال حاضر متوسط كارانه پرداختي به حدود 800 نفر اعضاي محترم هيأت علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران 000/600/5 تومان در ماه است و اين با ارقامي كه توسط برخي افراد غوغاسالار در فضاي رسانه‌اي بيان مي شود بسيار متفاوت است. از كارانه صد ميليون توماني هم در اين دانشگاه خبري نيست
.
البته در بخش خصوصي موضوع متفاوت است و به دليل آشفتگي بلند مدت تعرفه‌هاي اين بخش، اندكي از پزشكان هدف اصلي حرفه پزشكي را فراموش كردند و مانند افراد معدودي از ساير حرفه‌هاي مشابه از جمله قضات و روحانيان از موقعيت خود در جهت منافع مادي استفاده نادرست به عمل آوردند كه طبعا قابل دفاع هم نيست
.
لازم به ذكر است در دو هفته‌اي كه از اعلام اجراي دقيق نظارت بر رعايت تعرفه‌ها در بيماران بستري گذشت، همراهي جامعه پزشكي به خوبي نمودار شد و عليرغم اختلاف نظرهايي كه در مورد تعرفه‌ها در بعضي موارد وجود داشت هنوز مورد ثابت شده‌اي از تخلف تعرفه‌اي در حوزه تحت پوشش دانشگاه علوم پزشكي تهران گزارش نشده است
.
خلاصه بحث اينكه گروه پزشكي به دليل ماهيت اين رشته بايد چارچوب حرفه‌اي خود را رعايت نمايد و هميشه مصالح مردم را در اولويت خود قرار دهد و جامعه نيز متقابلا بايد زحمات اين گروه را متناسب با شأن ايشان جبران نمايد؛ براي رسيدن به تعريف مناسب از ميزان جبران هم مي‌توان متوسط تعرفه‌هاي پزشكي كشورهاي همسايه را ملاك قرار داد كه كار چندان پيچيده‌اي هم نيست. نه گروه پزشكي مي‌تواند خود را با ساير مشاغل درآمدزا مقايسه كند و نه جامعه مي‌تواند از اين گروه انتظار داشته باشد بدون جبران معقول مادي مسئوليت اقدامات درماني سخت، پرزحمت و پرعارضه را بر عهده بگيرد و پاسخگوي شكايات احتمالي و جبران مادي آن هم باشد. به نظر مي‌رسد بايد راه معقول را بدون توجه به حواشي در پيش گرفت و ضمن انجام اصلاحات لازم در تعرفه‌ها و ارزش نسبي خدمات در يك بازه زماني مشخص، بر اجراي درست آن تأكيد نمود و در جهت يكسان شدن جزء حرفه‌اي تعرفه در بخش دولتي و خصوصي حركت كرد. بدين ترتيب مي‌توان انتظار داشت جامعه پزشكي بدون ارتباط مالي مستقيم با بيمار بهترين خدمات را به مردم ارائه نمايد، همانطور كه در سه دهه گذشته پيشرفته‌ترين درمان‌ها را در كشور ميسر ساخته و اكنون مايه مباهات تمام ايرانيان در اين شاخه از علوم است.

دکتر علی جعفریان

رییس دانشگاه علوم پزشکی تهران

نسخه چاپي ارسال به دوست

چهارشنبه ٣ دی ١٣٩٣ - ١٥:٣٩ / شماره خبر: ١١٨٣٨٧ / تعداد نمايش: 6201

برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج